نسل كشي ، جرمي قديمي و مفهومي جديد است. البته از يك رهگذر توضيح نسل كشي به كساني كه از آن متاثر نشده اند سخت به نظر مي رسد همگان با ضرورت مقابله قانوني با جرم قتل انسان ها آشنايند و هر كشوري نيز قانوني براي ممنوعيت و مجازات اين جرم دارد. ولي كشتار جمعي يك گروه از انسان ها به دست گروهي ديگر در حوزه مسئوليت حقوقي متفاوتي جاي مي گيرد.

قبل از پيدايش سلاح هاي كشتار جمعي هيچ انساني به تنهايي نمي توانست يك ميليون انسان ديگر را به قتل رساند و به افراد زيادي نياز داشت كه وي را در اين كشتار هولناك ياري نمايند. بنابراين ،اين عمل رفتار عده بسياري بر عليه ديگران بود . در اصل نسل كشي رفتار گروهي خاص بر ضد گروهي است . در دهه هاي اخير نسل كشي به نام اكثريت بر عليه اقليت صورت گرفته است .
  

  دو جنگ جهاني قرن بيستم ،عناصر نژادي ، زباني و قومي لازم براي فوران نفرت، خشونت و كشتار جمعي را فراهم نمود . اين نفرت از كجا ناشي مي شود ؟ چگونه عده زيادي از مردمان عادي مي توانند شركت كنندگان فعالي در چنين اقدامات خشونت بار و مهلكي باشند ؟ چگونه يك كشور مي تواند اين گونه خصومت را بر ضد گروهي از مردمان خود برافروزد؟ چه نوع شرايط حادي مي تواند اين نوع كشتار عمومي را باعث شود ؟ چه نوع ديد ايدئولوژيك وحشتناكي درباره حال و آينده اين فرآيند را هدايت مي كند؟ اين افراد به دنبال ساختن چه نوع جامعه اي هستند؟ و چه واژه علمي مي تواند به طور كامل اين اعمال سهمگين را توصيف نمايد؟ تاسيس سازمان ملل دومين تلاش جامعه بين الملل براي ايجاد حكمراني جهاني در پي يك جنگ جهاني بود . هر دو تلاش جهاني عادلانه و صلح آميزتري را جستجو مي كرد . براي ايجاد سازمان ملل لازم بود كه مقداري قدرت تقنيني واجرايي به جامعه بين الملل واگذار مي شد و سازمان ملل نيز بايستي قدرتي بيشتر از جامعه ملل مي داشت . در عين حال كه ساختارهاي قانونگذاري و اجرايي سازمان ملل برپا مي شدند دو ركن اصلي منشور جهاني حقوق بشر نيزپايه گذاري شدند . جهان پس از جنگ به اعلاميه جهاني حقوق بشر و ميثاق ممانعت و مجازات جرم نسل كشي، اميد زيادي بست . اگر اعلاميه حقوق بشر والاترين اهداف جهاني و آرمان خواهانه ترين خواست هاي بشر را بازتاب مي داد كنوانسيون نسل كشي نيز در صدد بود تا تاريك ترين جنبه عرصه سياسي- اقدام براي محو ديگر مردمان - را مجازات نمايد.
  

  تعريف سازمان ملل از نسل كشي بر چند ويژگي اساسي تاكيد دارد :-1 كشتن تعدادي از يك گروه خاص -2واردنمودن صدمات جسمي و روحي شديد به اعضاي آن گروه -3 تخريب عمدي شرايط زندگي آن گروه براي از بين بردن همه يا بخشي از آن گروه انساني -4 تحميل تدابيري براي ممانعت از زاد و ولد در ميان آن گروه -5 انتقال اجباري كودكان آن گروه به گروهي ديگر .
    

يكي از ابعاد محوري جرم نسل كشي ماهيت گروهي قربانيان آن است . يك ويژگي اصلي نسل كشي اين است كه اين پديده مجموع صرف ميليون ها انسان كشته شده نمي باشد . نسل كشي توالي و هدفي بدخواهانه را نشان مي دهد كه در طي آن يك گروه انساني شناسايي شده و مورد هدف قرار مي گيرد . اعضاي اين گروه به طور فزاينده اي مورد ارعاب قرار مي گيرند، محاكمه مي شوند از اموال و دارايي هاي خود محروم گشته ، اذيت و آزار مي شوند، از خانه و كاشانه آبا و اجدادي خود رانده مي شوند و در نهايت در مسير قتل عام قرار مي گيرند.
    

تاريخ نشان مي دهد كه گروه هاي ملي چگونه به راحتي مي توانند به قرباني تبديل شوند . اين گروهها بويژه آنهايي كه اقليت خاصي هستند اغلب به عنوان انسان هايي پست ترسيم شده و حتي در ميان جامعه خود به عنوان بيگانه قلمداد مي گردند هرچه كه ريشه هاي اهريمني نسل كشي بيشتر پا بگيرد قربانيان آن به عنوان تهديه بزرگ براي كشور خود پنداشته مي شوند و در نهايت به خاطر رفتارهاي فعلي و آتي خيالين مورد هدف و مجازات قرار مي گيرند .
   

 قربانيان نسل كشي به واسطه حمله اي ناگهاني صدمه مي بينند و اين افراد هيچ گاه مثل سابق نخواهند شد چرا كه براي هميشه تغيير يافته اند. تحقير، بي آبرويي، رنج و درد ، خشونت ، مرگ شمار زيادي از خويشاوندان و آوارگي قهري ، لطمات زيادي به اين افراد وارد مي سازد . 
  

  اين قربانيان براي روزهاي بهتر به گذشته هاي خود نگاه مي كنند ولي از سوي ديگر مجبورند به جستجوي دردناك و علي الظاهر پايان ناپذير عدالت نيز روي آورند. آنان همچنين از بي تفاوتي و كندي سيستم هاي حقوقي نااميد مي شوند. آنان با انكارهاي مستمر مرتكبان نسل كشي مواجه گشته و از پيشنهادهاي خيرخواهانه ديگران مبني بر ساختن با زندگي شان دلسرد مي گردند .
    

قربانيان نسل كشي به گونه اي رنج مي برند كه ديگران به هيچ وجه از نظر عقلي، احساسي يا اخلاقي نمي توانند به طور كامل حال آنان را بفهمند همكاران، دوستان ، همسايگان ، پزشكان ، پرستاران، روزنامه نگاران ، حقوقدانان، دانشگاهيان و سياستمداران هرگز نمي توانند اين تجربه كابوس وار را درك كنند گرچه نسل كشي يك جرم قديمي است ولي يك نگراني جهاني كنوني نيز مي باشد گذشته مي تواند يك هشدار باشد ما نبايد شواهد تاريخي را كنار بگذاريم ما بايستي شاهدان عبوس قربانيان بي شمار نسل كشي باشيم .

منبع: http://www.magiran.com